راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


چیزی نمانده جز غم و غم،چون تو نیستی حالا به عشق معترضم،چون تو نیستی.. حالم چنان بد است که با مرگ شعر هام در جایگاه یک قدمم..چون تو نیستی بعد ازز تو بود و نبودی که هست مساله نیست چون آنچه هست منم.......چون تو نیستی با من همیشه من خیره در جدل است افتاده ام به جان خودم..چون تو نیستی خود را چقدر دوست ندارم ...

ادامه مطلب

از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرم تر دستی لب های تو را دیدم و بایداز شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری استمی خواهم از این راه سـرانجام بگیرم من شاعر درباری ام و چشم تو کافی استتا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم عمری است که در پیچ و خم زندگی ام بایدیک ...

ادامه مطلب

میلاد حضرت زینب، حمیدرضا برقعی

#شعرخوانی #سیدحمیدرضابرقعی ️✏️بمناسبت میلاد حضرت زینب (س)◀️مطلع شعر: گفتم از کوه بگویم، قدمم میلرزد مدت زمان: ۴:۱۷کدفایل: #F9411243کانال مواعظ حکیمانه: @Mavaez برای شنیدن فایل صوتی سخنرانی پس از عضو شدن در کانال مواعظ حکیمانه کد فایل را در کانال سرچ کنید. ...

ادامه مطلب

قربون مهربونیات

سلام ؛  خدایا خودت می دونی که چه قدر آشفته حالم.   می دونی خداجونم؟ این هفته واقعا ازت دور شدم.  من نمی خوام از دستت بدم. نمی خوام پی دیگری بدوم تا با هر قدمم دوریم رو بیشتر کنم.    خدایا امروز رفتم وبلاگ هم اندیشان  موضوع در مورد قضاوت نابجا بود.  دیگه نمی خوام کسی رو قضاوت کنم.  خدایا خودت کمکم کن تا ب ...

ادامه مطلب

من و تو و باران

وقتی که زیر باران قدم میزنی تازه احساس میکنی یک نفر را در کنارت کم داری  یک نفرکه تمام زندگیت باشد وتمام  زندگیش باشی .........دلت میگیرد به یک باره وقتی میبینی که آن یک نفر را داری ولی دنیای آدمیت نمیگذارد آن را درکنارت داشته باشی  نمیگذارد در کنارش باشی بدون آنکه حتی دستش را لمس کنی ....باران را دوست د ...

ادامه مطلب

السلام علیک یا زینب کبری

گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست پی نبردیم به یکتایی نامت زینب کار ما نیست شناسایی نامت زینب من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد من در اعماق خیالم ... چه بگویم از تو من در این ...

ادامه مطلب

هجوم دردها و غم ها...

اصلااا شبایی مثل امشبو دوست ندارم.تمام جونم اضطراب و كابوسه... حال صاحب دستهای دوست داشتنی هم خیلییی بده...داغووونه و هیج راهی و هیج ابزاری واسه آروم كردنش ندارم جز استفاده های متفاوت از این سی و دو حرف راهی كه خیییلی هم ازش خسته است آرامش میخواد...آرامش حضورمو...دستامو...بودنم كنارش تك و تنها تو این دنیای ...

ادامه مطلب

خواب پا

منکه با جز تو در این حادثه بیگانه شدم عاقبت با غم تو  جای تو  همخانه شدمآخرِ سر   همه  را   راندم   و تنها ماندمجای لبهای تو   لب بر لب  پیمانه شدمدر دل  ِ آینه  جز   عکس تو  تصویر نماندوه که با این من ِ موهوم چه بیگانه شدمشوق  دریا  به  دل  رود  صفا میبخشید قطره ای  در  طلب  درّ  ِتو  دیوانه شدمخوا ...

ادامه مطلب

یاد تو

        ای نام تو بهترین سرآغاز                                             بی نام تو نامه کی کنم باز؟      ای یاد تو مونس روانم                                                 جز نام تو نیست بر زبانم     ای کارگشای هرچه هستند                                        نام تو کلید هرچه بستن ای هست کن اسا ...

ادامه مطلب

شعری که در قالب ترجیع بند یک قسمت از آن ترجیع بند از زبان حضرت زینب

شعری از زبان حضرت زینب یک جهان پشت به آواز حقیقت داردکاش خورشید تو بر نیزه اثر بگذاردبه غروبی که در آن چاره نمی اندیشدمی روم هر قدمم علقمه ای می کاردرفتی انگار دلت در نفسم باز شدهکاروان سخنم نادعلی می باردفرصتی هست که با رفتنت اعجاز شود!شاید این بی خبران را اثری بگذاردچه کسی مانده که از آه به راهش ببرند؟ ت ...

ادامه مطلب

نماهنگ

نماهنگ ((ارغوان)) برای مدافعان حرم     دانلود فیلم متن شعر: ز کودکی خادم این تبار محترمم چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم به قصد حفظ حریم حرم به پا خیزم کنار لشکر عشاق حسین هم قدمم *** اگر که حرمت این بارگه شکسته شود و یا اگر که ره کرببلا بسته شود چونان زنم به پیکر غاصب شام و عراق که بند بند وجودش ز هم گسست ...

ادامه مطلب

انسان غافل و ...

سخت شده ... خیلی سخت ... اعترافی که ناچارم اینجا ثبت کنم ... دلچسبی ها ... به دل نشستن ها زیاد شده ... اعتراف میکنم بیشتر افتادم دنبال آمارگیری ... این کیه ... اون کیه ... گناه چشم ، نگاه شد و به قول اون دانشجوی پزشکی که تو گاهنامه دانشگاه نوشت : من خود به چشم دیدم دین و ایمانم میرود ... راه راستم کج ...

ادامه مطلب

پریشب قصد خوندن لیلی و مجنون کردم خیلی شرمندهپز خدا شدم در برابر ادب نظامی دیروز حالم خیلی بد بود از شدت غصه رمق غذا خوردن نداشتم مامان طفلیمم ناراحت کردم راستش امیدی به ، به شب رسیدن نداشتم که خدا چند تا حلقه کج و کوله و سرنخو همچین قشنگ جفت و جور کرد که الان دارم دوباره آرزو می کنم و برای براورده ...

ادامه مطلب

شب اول

خدایا، سلام، خدایا می خوام نیت کنم چهل شب بیام در خونت و باهات حرف بزنم، فقط حرف بزنم و از دلم و احساسم بگم، بگم که هرچند اعمالم نشون نمیدن ولی انتخابم رسیدنه به توه، بگم هرچند کلی تو زندگیم گند زدم و همچنان بیراهه رفتنم ادامه داره ولی من بازم امید دارم، امید دارم به پذیرشت، امید دارم که وقتی گفتی من بخ ...

ادامه مطلب

دل نوشته ي گل براي باغبونش

خدای بزرگ توو زندگی هر آدمی جاده ایی رو مقدر كرده كه هر انسانی از اون جاده عبور كنه و برسه به اخرش...توو جاده ی دنیامون ممكنه با كلی همسفر برخورد كنیم كه همسفر واقعی ما هستن اما همرا واقعی ما نیستن،،ممكنه كل جاده رو باهاشون بریم ولی هیچ لذتی نبریم ولی یه وقتایی همراه جاده ات یهو با یه تصادف روبه روت سبز می ...

ادامه مطلب

سلام بعد از سه سال برگشتم البته این روزها در اینستاگرام درکنارم بودید و کنارتون لذت بردم از روزهام این غزل تازه رو تقدیم میکنم خمار چشم تو بودم خراب دستانت هوا دوباره ... و ابریست رنگ چشمانت و شهر من و كوچه های تنهایی و قطره قطره بارون چشم بارانت هنوز خاطرهای دوشنبه های عبوس هنوز عشوه و تن نازیت ...

ادامه مطلب

3

من مسافرم ...   من مسافرم ،   مسافری تنها   از دیار آشنا   به این غربتکده وکویر ریگزار آمدم   تا   قدمم را روی صخره دنیا بگذارم   و خانه ای را در کویرخالی، از گل بنا نهم   تا عمری را درتنهایی و هجران سپری نمایم      و در آرزوی پرواز لحظه ای به غیر نپردازم   و شب را در تنهایی با انتظار صبح کنم   و اشک غ ...

ادامه مطلب

سخن دانش آموزان

در خیابان چند سال پیش خلوت ما ، همه چیز دچار شتابزدگی شده همه با سرعت به سمتی میروند حتی کسی فرصت ندارد به نجوای برگ های پاییزی گوش کند که از درختان اندک خیابان به گوش می رسد. اما در خیابان ما خانه بزرگی که در میان یک باغ به جا مانده از خاطرات سبز در امان بود از گزند معماری های کج و ماوج امروزی ، قدمم ...

ادامه مطلب

کـــــــــــــــــــوه

کلام اول صبح که از خواب پا میشی کوله رو روی دوشت میندازی و بند کفش هات رو سفت میکنی و میری سمت کوه که باهاش بجنگی و بهش ثابت کنب من مبتونم از تو بالا برم مسیر خونه تا کوه رو با هر وسیله ای طی میکنی همراهت هم کنارت نشسته با کوله ای پر از خوراکی فقط به عشق این که با تو میخواد بره کوه وقتی تو خاکی کوه ...

ادامه مطلب

111#

دیروز بود فکر کنم... کلی کار داشتم و هیچکسه هیچکس نبود که دو تا خیابان را با من راه بیاید... هیچکس... نزدیکِ غروب بود و هوا سرد...خیلی سرد... فکر کردم که خب...میروم آن گلخانه ای که همیشه با کنجکاویه تمام از کنارش میگذرم... بالاخره گلدانی... گلی... پیدا میشود که برای دریا بگیرم... اهان...شنبه تولد دریا ...

ادامه مطلب

اردیبهشت قشنگ ِ من ^____^*

فروردین امسال خوب تموم شد  و اردیبهشتش هم خیلی خوب شروع شد  فروردین رو با هم کنار هم  تموم کردیم اردیبهشت رو دست توو دست قدم به قدم آغاز کردیم و اینجوری شد که اردیبهشت امسالم اردیبهشتی تر از هر سال شد درسته ایندفعه اومدنت یهویی شد با کمر درد و مریضی اومدی  برنامه هایی که از هفته ها قبل ریخته بودیم ه ...

ادامه مطلب

سؤالات ادبیات هفتم

  به نام خدا                                                                                                     1-     واژگان کدامیک از گزینه های زیر میتوانند به عنوان سجع به کار روند ؟ الف) زمان و زمین          ب) غرب و مغرب            ج) دوست و درست            د) بار و سوارکار   2-     نوع جمله در کد ...

ادامه مطلب

پایان خصوصی شدنمان مبارکت...

از کدامین روزمان بگویم تا بتوان باورکردکه همه اش بازی بود سنگ دل من؟از کدامین عشق بازیمان برایت بگویم تا دلم ، دلت باورشان شود که تنها بازی ای بود،تا کسی که تکه ای از توبود را این چنین تنبیه کنی و بکشی!از آن روزهایی بگویم که تا ازدر خانه ی مان وارد میشد نمیتوانستی خودت راکنترل کنی ونبوسیم! یا از آن شبی که سا ...

ادامه مطلب

بیست و یک

معمولا هر چیزی که به دلم میفته درست از آب در میاد.. ینی بیش تر وقتا همینطور میشه ولی این بار چیزی که به دلم افتاد احتمال وقوعش زیاد نبود... ینی در واقع خیلی کم بود امروز صبح وقتی داشتم از خونه میرفتم بیرون و توی مسیر بودم حال جالبی نداشتم.. انگار قرار بود اتفاق بدی بیفته.. همش دلم میخواس به یکی بگم امرو ...

ادامه مطلب

ترور ( و سال نومیلادی 2016 )... , و کنکور دکتری امسال من.

سلام. امسال هم یعنی دیشب مثل سالهای گذشته بعدازفوت پدرم با فکر و همراهی برادرم رفتیم اول نمایش سالن اصلی تئاترشهر بعدشم چلوکبابی. مثل همیشه اول ازهمه آنیک خانوم بامرام و مهربان سال نو را تبریک گفت و کارت تبریک سال نو خیلی زیبا هم به من وبرادرم اهداء کرد. به برادرمم گفتم امسال بااینکه دوسه تا دلتنگی عمی ...

ادامه مطلب

مولوي

  ای نام تو بهترین سرآغاز   بی‌نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم   جز نام تو نیست بر زبانم ای کار گشای هر چه هستند   نام تو کلید هر چه بستند ای هیچ خطی نگشته ز اول   بی‌حجت نام تو مسجل ای هست کن اساس هستی   کوته ز درت دراز دستی ای خطبه تو تبارک الله   فیض تو همیشه بارک الله ای هفت عر ...

ادامه مطلب

در مورد سید بابای ایهان قسمت دوم

  عشق   عشق                                         بیداد   من باختن                  یعنی                     لحظه                 عشق جان                         سرزمین           یعنی                           یعنی زندگی                                   پاک   عشق                                 لی ...

ادامه مطلب

روانشناسی ثروت

روانشناسی ثروت راز ثروت چیست؟ قوانین ثروتمندی چیست؟ راههای ثروتمند شدن از دیدگاه شما چه چیزی میتواند باشد؟ روانشناسی ثروت آیا میتوانید ما را به پول و ثروت فراوان برساند؟ با ما همراه باشید و مقالات وب سایت را در زمینه ثروت و راههایی ثروتمند شدن (جذب ثروت) دنبال کنید تا به ثروت انبوه برسید. این چیزهایی که می‌خ ...

ادامه مطلب

اشعار محرم و صفر

روضه ی تنور خولی تازه رسیده از سفر کربلا،سرت بین تن تو فاصله افتاده تا سرت با پهلوی شکسته و با صورت کبود کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت پیشانی ات شکسته و موهات کم شده خاکستر تنور چه کرده است با سرت؟ وقتی که هست دامن من نذر بچه هام در گوشه ی تنور بیفتد چرا سرت؟ رگ های گردنت چقدر نا مرتب است ای جان من چگونه م ...

ادامه مطلب

شروع سفر

شروع سفر -افغانستان؟! نکنه اونجام می‌خوای بری؟ - خب آره دیگه! - ببین خانم، من یک هفته کابل بودم ده قدمم تو خیابوناش راه نرفتم. تو خونه با دوستام سوار ماشین می‌شدیم و گشت می‌زدیم، تو خونه هم از ماشین پیاده می‌شدیم. یک وقت اونجا نری ها... - خنده‌ی من... *** فکر کنم اوایل دی‌ماه گذشته بود که یک آقایی ای ...

ادامه مطلب

دنباله دفتر نسرین و گل

   فلک به قوه خورشید و فر دولت خویش / ز برف باغ تهی کرد و کرد پر نسرین  چمن نهفته سراسر به نرگس و نسرین/ سمن شکفته ز نرگس چو زهره و پروین    سوسن و یاسمن و لاله و نسرین به چمن/ گوییا گسترده اند دیبای شوشتر به چمن  قامت او سرو رخ نسرین و خط سیسنبر است/ دیده ای سروی که بر نسرین سیسنبر دهد کنار جویبار و سرو ...

ادامه مطلب

تمنا برای نفس کشیدن 2

 وقتی رسیدیم مریم جون عین جت پرید تو آشپز خونه و مشغول شد. سعید: تو رو خدا نگاه کن!سالهای اول زندگیمون هم انقدر به فکر شیکم من نبود!تو رو خدا میبینی؟از وقتی قدم نحستو گذاشتی تو این خونه اصلا دیگه به من توجه نمیکنه،شدی عزیز دردونش بزنم تو سرت بمیری؟ با خنده یه زبون یه متری واسش درآوردم که حرصی تر شد و افتاد ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1